اجتماعیاسلایدفرهنگی

آیین کُهن “شب چله” در فرهنگ کُردها و چیرگی روشنایی بر تاریکی

در فرهنگ کُردها "یلدا" همان «شه‌و چله» (شب چله) است و این تنها یک شب عادی و مادی نیست، یک شب معنوی، شب همبستگی و همدلی و شبی برای طلوعی مجدد، باوری دیرین در شبی که روشنایی بر تاریکی چیره می شود

امروز و تا چند ساعت دیگر پاییز با تمام زیبایی ها و عاشقانه هایش به اتمام می رسد، بلندترین شب سال از لابه لای انگشتان زمستان فرو می چکد تا شاید زندگی طوری دیگر و با نگاهی دیگر برای ما آغاز شود، آغازی که به سفیدی و روشنایی چشم دوخته و امید و نور و پاکی را به ما نوید می دهد و با شروعی که شب چله «یلدا» نام گرفته و رسم و سنتی ویژه برای آن مدون شده است.

برپایی شب یلدا، سنت و آداب و رسوم خاص خود را داشته است، هرچند بسیاری از آن آداب و رسوم و فرهنگ مخصوص “شب چله” به فراموشی سپرده شده است و معلوم نیست چقدر ماندگار می‌ماند اما همچنان مردم به برگزاری رسومات و آیین های مانند شب “یلدا” دلخوش بوده و اهتمام می ورزند و آن را پاس می دارند.

شب یلدا، شب اول زمستان، طولانی ترین شب سال است که فردای آن با تابش خورشید، روزهای ایزدی افزونی می یابد و مردم آداب و رسوم خاصی برای این شب دارند. یلدا یک سنت و باور باستانی است و در این باور «یلدا» روز تولید میترا و مهر است و تمام خانواده ها در این شب دور هم جمع می‌شوند و در این شب آداب و رسوم شهر و دیار خود را به روش‌های سنتی و بسیار زیبا برگزار می‌کنند و این شب را در خاطرات ذهنشان به ثبت می رسانند و از “یلدا “یاد می گیرند که زندگی آنقدر کوتاه است که یک دقیقه بیشتر با هم بودن را باید جشن گرفت.

در ایران و در میان کُردها و سرزمین‌های هم‌ فرهنگ مجاور، از شب آغاز زمستان با نام «شب چله» یا «شب یلدا» نام می‌برند که همزمان با شب انقلاب زمستانی است. به دلیل دقت گاهشماری ایرانی و انطباق کامل آن با تقویم طبیعی، همواره و در همه سال‌ها، انقلاب زمستانی برابر با شامگاه سی‌ام آذرماه و بامداد یکم دی‌ماه است. هر چند امروزه برخی به اشتباه بر این گمانند که مراسم شب چله برای رفع نحوست بلندترین شب سال برگزار می‌شود؛ اما می‌دانیم که در فرهنگ کُردها و باورهای کهن ایرانی هیچ روز و شبی، نحس و بد یوم شناخته نمی‌شده است. جشن شب چله، همچون بسیاری از آیین‌های کهن، ریشه در رویدادی کیهانی دارد.

شب یلدا یا شب چله بلندترین شب سال در نیم کره شمالی زمین است. این شب به زمان بین غروب آفتاب از ۳۰ آذر (آخرین روز پاییز) تا طلوع آفتاب در اول ماه دی (نخستین روز زمستان) اطلاق می‌شود. ایرانیان و بسیاری از دیگر اقوام شب یلدا را جشن می‌گیرند. به همین دلیل از آن زمان به بعد طول روز بیش‌تر و طول شب کوتاه‌تر می‌شود.

واژه «یلدا» ریشه سریانی دارد و به‌ معنای «ولادت» و «تولد» است. منظور از تولد، ولادت خورشید (مهر/میترا) است. رومیان آن را ناتالیس آنایکتوس یعنی روز تولد مهر شکست‌ناپذیر می‌نامند. به عبارتی ساده تر، واژه «یلدا» یعنی «زایش زادروز» و تولد. ایرانیان باستان با این باور که فردای شب یلدا با دمیدن خورشید، روزها بلندتر می‌شوند و تابش نور ایزدی افزونی می‌یابد، آخر پاییز و اول زمستان را شب زایش مهر یا زایش خورشید می‌خواندند و برای آن جشن بزرگی برپا می‌کردند و از این رو به دهمین ماه سال، دی (دی در دین زرتشتی به معنی دادار و آفریننده) می‌گفتند که ماه تولد خورشید بود.

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. مردم روزگاران دور و گذشته، که کشاورزی، بنیان زندگی آنان را تشکیل می‌داد و در طول سال با سپری شدن فصل‌ها و تضادهای طبیعی خوی داشتند، بر اثر تجربه و گذشت زمان توانستند کارها و فعالیت‌های خود را با گردش خورشید و تغییر فصول و بلندی و کوتاهی روز و شب و جهت و حرکت و قرار ستارگان تنظیم کنند. آنان ملاحظه می‌کردند که در بعضی ایام و فصول روزها بسیار بلند می‌شود و در نتیجه در آن روزها، از روشنی و نور خورشید بیشتر می‌توانستند استفاده کنند. این اعتقاد پدید آمد که نور و روشنایی و تابش خورشید نماد نیک و موافق بوده و با تاریکی و ظلمت شب در نبرد و کشمکش‌اند.

هچنین شب یلدا را در فرهنگ کُردها «شه‌و چله» (شب چله) یا «شه‌و زمسان» (شب زمستان) می‌نامند. شبی که پیش از فرارسیدن‌اش، هیجان و شور خاصی را در میان مردم برمی‌انگیزد. کُردها اهمیت فوق ‌العاده‌ای برای “شب چله” قایل بودند و در این شب بسیاری از مردم همانند شب نوروز لباس‌های نو پوشیده و سفره‌ها را چیده و مراسم بزرگی را طبق آداب و سنت هر منطقه در آن شب برگزار می کردند.

از “یلدا” “یا شب چله” در مناطق کُردنشین تعابیر مختلفی می شود، محققان کُرد بر این باورند “یلدا” همان “شب چله” کُردهاست است. به این معنی که در فرهنگ کُردها دو چله کوچک و بزرگ وجود دارد. چله بزرگ ۴۰ روز است و از اول زمستان (روز اول دی ماه) تا ۱۰ بهمن می باشد، چله کوچک نیز که ۲۰ روز است از ۱۰ بهمن تا اول اسفند است. بنابراین این شب یا همان “شب چله” آغازگر چله بزرگ یا چهل روز اول زمستان است. چون زمستان اصلی در دی ماه آغاز شده است و در فرهنگ کُردها دی ماه “بەفرانبار” نام دارد و ماه ویژه سرما و بارش برف است که به اولین شب دی ماه یا اولین شب زمستان “شه‌و چله” می گویند.

کُردها معمولاً در شب های بلند پاییز و زمستان دور هم جمع شده و در کنار همدیگر بودند، از این منظر شب چله که مصادف با اول چله بزرگ می باشد آخرین شب طولانی سال بوده است که مردم در این دورهمی ها و به پاس آخرین شب طولانی سال به یادآوری درس های زندگی و قصه گویی و بازی و …می پرداختند از جمله رسومی که در گذشته وجود داشت خواندن داستان‌ها و اشعار و حماسه‌های گذشتگان برای نسل جوان بود.

در بسیاری از مناطق و به ویژه روستاهای کُردنشین، بزرگان و ریش سفیدان طایفه با نقل داستانها و حکایت های قدیمی مجالس را گرم می کردند و از دیگر رسوم خوبی که بویژه در بعضی از مناطق روستایی وجود داشت، افراد روستا در خانه بزرگ طایفه جمع می‌ شدند و کدورت‌هایی که برخی از همدیگر داشتند، در این مجلس پاک می کردند و با وساطت بزرگان آشتی صورت می گرفت و برخی اوقات گردهم آمدن اقوام در خانواده‌ای که به تازگی یکی از اعضای آن خانواده فوت کرده بود از دیگر رسومی بود که در شب چله انجام می شد. به این رسوم و برگزاری آن مراسم “شه‌و چله” می گفتند و آن را گرامی و حرمت می گذاشتند و اکنون پش از قرن ها این رسم پابرجاست اما تغییرات خیلی زیادی در آن براساس شرایط جامعه و دنیای مدرن امروز صورت گرفته است، خیلی از آداب و رسوم شب یلدا در میان ایرانی ها و به ویژه کُردها اکنون نابود و یا کمرنگ شده و برای نسل های امروزی چندان آشنا نیست ولی هنوز در بسیاری از محله‌های قدیمی و خانواده‌های اصیل کُرد فقط برخی از آنها اجرا و به آن توجه می شود.

شب چله، آیینی کهن که قرن‌هاست در خاطره و حافظه تاریخی مردمان دیار کرُدها، تنها یک رویداد تقویمی نیست؛ بلکه شبی ویژه و خاص و تاریخی، و نمادی از چیرگی روشنایی بر تاریکی است. شبی که انسان، پیش از آن‌ که امکانات علمی امروز را کشف کرده باشد، با تجربه زندگی در طبیعت، آموخت که پس از اوج تاریکی، روشنایی دوباره متولد می‌شود و زندگی و امید پابرجاست و شب چله، شب پایان تاریگی و عید فائق شدن بر سرما و شب‌های طولانی زمستان است. و این شب بیش از آن‌که شبی باشد فقط برای خوردن و مادیات، یک شب معنوی، شب همبستگی و همدلی و شبی برای طلوعی مجدد و شبی است که دوباره روزها طولانی و خورشید ماندگاری بیشتری داشته و دارد.

قصه قدیمی و مراسم ننه سرما و خاتون زمهریر  از جمله قصه و داستان های شب چله بود که توسط بزرگان برای افراد خانواده مطرح می شد. در باور خیلی از مناطق کُردنشین به ویژه ناحیه سنندج زمستان یک خانواده سه نفری بوده است: مادر، «خاتو زمهریز» نام دارد و دو پسر با اسامی چله گەوره (چله بزرگ(  و چله بوچکله (چله کوچک(نام داشته اند. ترتیب آمدن اعضای این خانواده چنین بوده است. ابتدا چله گەوره در اول دیماه به مدت چهل روز می ماند بعد چله بوچکله سر میرسد که او البته کمتر از چهل روز عمر می کند و در بیستم اسفند خاتو زمهریز می آید البته در باورهای آنها هر سه نفر در روزهای آخر زمستان می میرند. از شب بیست و پنجم اسفند تا شب عید نوروز، ایام جان کندن و مردن این سه نفر است. در این روزها هوا به شدت سرد می شود. خاتو زمهریز وقتی متوجه می شود که پسرانش فوت کرده اند به مدت نه شبانه روز چنان شیونی سر می دهد که گویی می خواهد همه دنیا را به هم بریزد به همین دلیل هوا در این مدت به شدت طوفانی می شود. افراد مسن بر این باور بودند در این روزها هر چه مردم لباس بیشتر بپوشند باز هم کم است.

در شب چله تمام خانواده ها، تمامی عروسها، دامادها، عمو و دختر و پسر و … همه در خانه ی بزرگترها دور هم جمع می شدند اکثراً دور کرسی می نشستند و با خواندن حکایت ها و شنیدن سخنان و حرف های شنیدنی بزرگترها و انجام بازیهای سنتی و با شادی و سرور با سپری کردن یک شب طولانی روزهای پر ثمر و بدون مشکل را آرزو می کردند.

دلمه ی شیرین، دلمه ی ملس، دلمه ی ساده و میوه های مختلفی از جمله خربزه ترش، هندوانه، انگور، انار، سیب و انواع خشکبار که اصلی ترین آن تخمه بود به همراه گردو و بادام و توت خشک شده و سنجد بر سر سفره های مردم این دیار به چشم می خورد و تشریفات و تعارفات بی رویه و بی جای کنونی در آن مهمانی ها و حضورها و جشن ها جایی نداشت و متاسفانه امروز از آن سنت ها و محبت ها و صمیمیت ها آثار بسیار کمی به جا مانده و مشکلات و توقعات و زندگی ماشینی بیشتر آنها را به فراموشی سپرده است.

اگر چه شرایط اجتماعی، مهاجرتها و تغییر بافت فرهنگی منطقه تا حدود زیادی آداب و رسوم شب چله کمرنگ کرده، اما هنوز این سنت دیرینه در قالب شب نشینی با نام شب چله یا شب زمستان به قوت خود باقی است. جدای از معضلات و آسیب های اجتماعی به دلیل گسترش جوامع و رشد جمعیتی و برنامه های خطر آمیز برخی از کشورها و حکومت های استعمارگر، سرزمین و فرهنگ و اعتقادات دیگر ملل و انسانها را نشانه رفته اند و در شرایط کنونی و با ماشینی شدن زندگی ها و رخت بر بستن احساسات از در و دیوار کوچه و محله و روستاها و شهرها خیلی از افراد تنها شده اند و در هیاهوی امروزی گم شده اند و خیلی از آداب و رسوم و ارزشها برای آنها کم رنگ شده است اما مناسبت های مختلف هر یک به نوعی کمتر یا بیشتر فرصتی برای  همبستگی، با هم بودن و  یاد کردن به ما می دهند.

در فرهنگ ایرانی ها و به ویژه کُردها سنت ها و باورها و آداب و رسومی وجود دارند که تلاش برای حفظ و تروج آنها هم ضروریست و هم ارزشمند، که «شب چله» یکی آز آنهاست چرا که در فضای کنونی و مشکلات زندگی که از ده ها سو برای بشر امروزی به وجود آمده بهانه ای برای توجه به نیکی ها و سپیدی ها و راهی برای کم توجهی به تاریکی و پلیدی ها و زمینه ای برای زدودن ناعدالتی و حرکت به سوی روشنایی و از همه مهمتر یادآوری می کند که ما که بوده و به کجا می رویم و چه آداب و رسوم، تاریخ و فرهنگی داشته ایم و در کنار این مهم بهانه ای بسیار ارزشمندتر است برای تکریم بزرگان و احترام و تحکیم خانواده ها و فراموش کردن کدورت ها و تنهایی ها و این خوب است اگر یادمان نرود…

یحیی صمدی/سنندج

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا