
وقتی صدها امضاء در مهاباد هویت یک شهر را فریاد می زنند
گاهی داستان یک زمین، فراتر از خاک، ریشه و چند اصله درخت می رود. تبدیل می شود به نمادی از رویارویی عمیق منافع خصوصی با حق عامه مردم بر شهرشان. در مهاباد، درست در روزهایی که سر خط خبرهای رسمی را موضوعات کلان کشوری، جنگ و دغدغه های معیشتی پر کرده است، انتشار خبر امضای یک طومار توسط ۵۲۱ شهروند دغدغهمند، توجه ها را به یک بحران محلی اما به شدت نمادین جلب کرده است. موضوع ساده و در عین حال به شدت پیچیده است. ساختوساز در باغ تاریخی و وقفی «عزیزآقا» واقع در خیابان محمد اوراز. تفرجگاهی قدیمی که مردم سالهاست آن را به عنوان یکی از معدود ریههای تنفسی باقیمانده در قلب شهر خود می شناسند.
اما چه چیز باعث شده تا شهروندان، قلم به دست بگیرند و طومار اعتراضی بنویسند؟ ماجرا زمانی غبارآلود می شود که پای نهادهای متولی حفظ حقوق عامه به میان می آید. امضاکنندگان این اعتراض مدنی، انگشت اتهام را مستقیماً به سمت رئیس اداره اوقاف و امور خیریه مهاباد نشانه رفته اند و مدیریت شهری، یعنی شورای شهر و شهرداری را هم به مماشات، انفعال و همسویی با این اقدامات متهم می کنند. معترضان با طرح پرسش هایی اساسی می پرسند، چگونه فضایی با کاربری فضای سبز عمومی و پیشینه وقفی عامالمنفعه، ناگهان مسیرش به سمت واگذاری های خاص کج می شود؟ آیا سوءاستفاده از شرایط خاص سیاسی کشور، راه را برای فرصتطلبیهای شخصی هموار کرده است؟
شهروندان در این طومار که حالا رونوشت آن روی میز مقامات ارشد حاکمیتی و دولتی در تهران و آذربایجانغربی قرار گرفته، چهار خواسته مشخص را ردیف کردهاند. نخست، توقف بیدرنگ و فوری عملیات اجرایی، جلوگیری از خاکبرداری بیشتر و تخریب سازهای که همین حالا در حال بالا رفتن است. دوم، ابطال تمامی مجوزها، موافقتنامهها و به ویژه دکههای تجاری نامتوازنی که چهره این تفرجگاه تاریخی را مخدوش کردهاند. سوم، ارائه یک تضمین قانونی و دائمی برای حفظ کاربری فضای سبز باغ تا خیال نسلهای آینده از بابت یکپارچگی این ریه شهری آسوده باشد. در نهایت بررسی جدی و شفاف عملکرد مدیریت اوقاف شهرستان و پاسخگویی نهادهای ناظر در قبال این جابجایی کاربری.
نویسندگان این طومار صراحتاً هشدار می دهند که نادیده گرفتن این مطالبات، فراتر از آسیب به چند درخت، جریحهدار کردن افکار عمومی و فرسایش هرچه بیشتر سرمایه اجتماعی در منطقه است. اعتمادی که در شرایط کنونی جامعه، بیش از هر زمان دیگری به ترمیم نیاز دارد. آنها تأکید دارند که جامعه زمانی احساس عدالت می کند که دارایی های مشترک از دست اندازی منافع شخصی مصون بمانند. اکنون پرونده باغ عزیزآقا فقط یک چالش زیست محیطی ساده در مهاباد نیست، این پرونده محک تکیهگاه های قانونی در برابر نفوذ جریان های خاص است. باید منتظر ماند و دید آیا انعکاس صدای این ۵۲۱ امضا در راهروهای تصمیم گیری تهران شنیده خواهد شد، یا بولدوزرها و آهن آلات توسعه فیزیکی، آخرین نفس های این هویت سبز را هم خواهند گرفت؟




