
وجود سگهای ولگرد در سنندج؛ بحرانی که هر روز گستردهتر میشود
داستان حملهی سگهای ولگرد به شهروندان سنندجی پایانی ندارد و در تازهترین حملهی این سگهای بلاصاحب، یک کودک ۹ سالهی دیگر به نام "آراد مجیدی" را روانهی بیمارستان کرد.
خطرات و حوادث ناشی از گازگرفتگی سگ های ولگرد در سنندج که هر روز در حال افزایش است از یک معضل شهری فراتر رفته و به یک بحران جدی با ابعاد انسانی تبدیل شده است و در یک ماه گذشته جدای از مرگ دلخراش یک کودک سه ساله توسط حمله سگ ها، شاهد چندین حادثه خطرساز با آسیب های جدی برای دیگر کودکان بوده ایم که در آخرین مورد آن دو روز پیش حمله سگ های ولگرد به یک کودک دیگر سنندجی به نام “آراد مجیدی” ۹ ساله او را نیز روانه بیمارستان کرده و جدای از آسیب جسمی و زخمی های فیزیکی که بر بردن وی ایجاد شده و در حال حاضر تحت درمان است، یک زخم بسیار خطرناک روحی و روانی بر وی وارد شده است که بسیاز زمان نیاز است برای جبران آن و البته همچنان کسی جوابگو و پیگیر نست. لازم به ذکر است این معضل و این موضوع بیش از گذشته در کانون توجه افکار عمومی و فعالان مدنی و رسانه ای قرار گرفته و نیازمند یک توجه و اقدام جدی است.
مرگ دلخراش یک کودک سهساله در پی حملهی سگها، تنها یک حادثهی تلخ نبود؛ زنگ خطری بود که باید همه را به تأمل و اقدام وادارد. با این حال، پس از آن نیز خبرهای دیگری از حملهی سگها به کودکان، زنان و مردان در نقاط مختلف سنندج منتشر شد؛ اخباری که نشان میدهد این حادثه، یک استثنا نبوده، بلکه نشانهای از بحرانی است که هر روز ابعاد گستردهتری پیدا میکند.
امروز بسیاری از شهروندان سنندجی، بهویژه خانوادههایی که فرزند خردسال دارند، هنگام عبور از خیابانها، پارکها و حاشیهی شهر، بە شدت احساس ناامنی میکنند. بیگمان ایجاد امنیت در جامعه، نخستین وظیفهی مدیریت شهری و دستگاههای مسئول است و هنگامی که شهروندان از ترس حملهی سگهای بلاصاحب، رفتوآمد عادی خود را محدود میکنند، نمیتوان این وضعیت را عادی یا قابل تحمل دانست.
در کنار این نگرانیها، گزارشها و مشاهدات مردمی نیز از انتقال مشکوک گلهایِ سگها از روستاها و شهرهای اطراف به محدودهی سنندج حکایت دارد. اگر چنین ادعاهایی صحت داشته باشد، لازم است نهادهای مسئول با شفافیت آن را بررسی و نتیجه را به افکار عمومی اعلام کنند؛ زیرا سکوت، تنها به گسترش شایعات و افزایش بیاعتمادی خواهد انجامید.
از سوی دیگر، شهرداری مشکلاتی مانند اعتراض برخی حامیان حقوق حیوانات، کمبود بودجه، کمبود واکسن و نبود فضای کافی برای نگهداری سگهای بلاصاحب را از موانع اصلی مدیریت این بحران عنوان میکند. بیتردید این موارد واقعیاند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت. اما پرسش اساسی این است که آیا شهروندان باید هزینهی این نارساییها را با جان، سلامت و آرامش خود بپردازند؟
حمایت از حقوق حیوانات و حفظ امنیت مردم، دو هدف متضاد نیستند. بسیاری از شهرهای جهان با اجرای برنامههای علمی و مستمر، از جمله زندهگیری اصولی، واکسیناسیون، عقیمسازی، ایجاد مراکز استاندارد نگهداری و کنترل رهاسازی حیوانات، توانستهاند میان این دو ضرورت تعادل برقرار کنند. آنچه بحران را تشدید میکند، نه حمایت از حیوانات، بلکه نبود برنامهریزی، هماهنگی و اقدام مؤثر است.
اکنون شهروندان سنندج بیش از هر چیز، از مسوولین ذیربط انتظار پاسخگویی و اقدام عملی دارند. مردم میخواهند بدانند مسئول مستقیم حل این مشکل کدام دستگاه است، چه برنامهای برای کاهش فوری خطر وجود دارد و چه زمانی آرامش و امنیت به خیابانهای سنندج (دارالاحسان) بازمیگردد. چرا که هیچ توجیهی، جای خالی جانهایی را که از دست میروند، پر نخواهد کرد.
عماد کریمیان/ روزنامهنگار




