بیکاری در سقز، زخمی که هر روز عمیق‌تر می‌شود

بیکاری، تنها یک مسئله اقتصادی نیست. بیکاری بر روابط خانوادگی، سلامت روان، امنیت اجتماعی، نرخ مهاجرت، ازدواج، سرمایه‌گذاری و حتی آینده یک شهر تأثیر دارد

اگر از هر جوان سقزی تنها یک سؤال بپرسید؛ بزرگ‌ترین دغدغه امروزت چیست؟» احتمالاً پاسخ بسیاری از آن‌ها یک کلمه خواهد بود: «کار. این پاسخ، دیگر تنها یک دغدغه شخصی نیست؛ بلکه به مطالبه‌ای عمومی در میان جوانان و خانواده‌های سقزی تبدیل شده است. سال‌هاست اشتغال، مهم‌ترین خواسته بخش بزرگی از مردم این شهرستان است؛ مطالبه‌ای که نه‌تنها بر وضعیت اقتصادی، بلکه بر آینده اجتماعی, فرهنگی و حتی روانی جامعه نیز سایه انداخته است.

وقتی صحبت از بیکاری می‌شود، بسیاری تنها به نداشتن درآمد یا نبود یک شغل فکر می‌کنند؛ اما واقعیت این است که بیکاری، تنها یک مسئله اقتصادی نیست. بیکاری می‌تواند بر روابط خانوادگی، سلامت روان، امنیت اجتماعی، نرخ مهاجرت، ازدواج، سرمایه‌گذاری و حتی آینده یک شهر تأثیر بگذارد. امروز اگر بخواهیم مهم‌ترین چالش پیش روی جوانان سقز را نام ببریم، بدون تردید یکی از نخستین پاسخ‌ها، کمبود فرصت‌های شغلی پایدار خواهد بود.

سال‌هاست سقز با وجود جمعیت قابل توجه جوان، دانشگاه‌ها، نیروی انسانی متخصص، منابع طبیعی، معادن، ظرفیت‌های کشاورزی، دامداری، گردشگری و موقعیت راهبردی در غرب کشور، نتوانسته به جایگاهی که شایسته آن است در حوزه اشتغال دست پیدا کند. نتیجه این وضعیت آن است که هر سال بر تعداد متقاضیان کار افزوده می‌شود، اما فرصت‌های شغلی متناسب با این جمعیت ایجاد نمی‌شود.

امروز بسیاری از خانواده‌های سقزی دست‌کم یک فرزند بیکار دارند. جوانانی که سال‌ها درس خوانده‌اند، مهارت آموخته‌اند و با امید به آینده وارد دانشگاه شده‌اند، اما پس از فارغ‌التحصیلی با بازاری روبه‌رو می‌شوند که ظرفیت جذب آن‌ها را ندارد. برخی ناچار به مشاغل موقت و کم‌درآمد روی می‌آورند، برخی مهاجرت می‌کنند و عده‌ای نیز سال‌ها در انتظار استخدام یا ایجاد فرصت مناسب باقی می‌مانند.

بیکاری؛ آغاز یک زنجیره از مشکلات

هیچ آسیبی معمولاً تنها یک علت ندارد، اما بیکاری می‌تواند آغازگر زنجیره‌ای از مشکلات باشد. جوانی که درآمد ندارد، توانایی تشکیل خانواده را از دست می‌دهد. افزایش سن ازدواج، کاهش فرزندآوری، وابستگی مالی به خانواده و احساس ناکامی، تنها بخشی از پیامدهای این وضعیت است.

از سوی دیگر، فشار اقتصادی و ناامیدی می‌تواند روابط خانوادگی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. اختلافات خانوادگی، تنش‌های روانی، کاهش اعتمادبه‌نفس و احساس بی‌هویتی، از پیامدهایی است که روان‌شناسان و جامعه‌شناسان بارها درباره آن هشدار داده‌اند.

در ماه‌های اخیر نیز انتشار اخبار متعدد درباره قتل‌های خانوادگی، خشونت، درگیری‌های منجر به مرگ و خودکشی در سقز، نگرانی شهروندان را افزایش داده است. البته این حوادث همواره نتیجه مجموعه‌ای از عوامل روانی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی هستند و نمی‌توان آن‌ها را فقط به بیکاری نسبت داد؛ اما نمی‌توان انکار کرد که فشارهای اقتصادی، نبود امید به آینده و احساس بن‌بست، می‌توانند یکی از عوامل تشدیدکننده این آسیب‌ها باشند. جامعه‌ای که در آن امید کاهش یابد، بیش از گذشته در معرض آسیب‌های اجتماعی قرار می‌گیرد.

چرا سقز هنوز صنعتی نشده است؟

این سؤال سال‌هاست در ذهن مردم وجود دارد.

  • چرا شهری که از نظر جمعیت یکی از شهرستان‌های مهم استان کردستان محسوب می‌شود، هنوز از داشتن چند کارخانه بزرگ و اشتغال‌زا محروم است؟
  • چرا بسیاری از سرمایه‌گذاران ترجیح می‌دهند در شهرهای دیگر سرمایه‌گذاری کنند؟
  • چرا پروژه‌های صنعتی یا نیمه‌تمام مانده‌اند یا هرگز به مرحله اجرا نرسیده‌اند؟
  • چرا جوان سقزی باید برای یافتن شغل، راهی شهرهای دیگر یا حتی کشورهای دیگر شود؟

اگر توسعه صنعتی به‌موقع در سقز اتفاق می‌افتد، امروز هزاران فرصت شغلی مستقیم و غیرمستقیم ایجاد شده بود؛ بازار رونق بیشتری داشت، قدرت خرید مردم افزایش می‌یافت و بسیاری از آسیب‌های اقتصادی کاهش پیدا می‌کرد.

مرز سیف و احیای واحدهای تولیدی؛ دو مطالبه جدی برای کاهش بیکاری

در کنار مطالبه ایجاد کارخانه‌های جدید، یکی از خواسته‌های جدی مردم سقز بازگشایی بازارچه مرزی سیف است. سال‌هاست از این مرز به‌عنوان یکی از ظرفیت‌های مهم اقتصادی منطقه نام برده می‌شود، اما هنوز آن‌گونه که انتظار می‌رفت به چرخه اقتصاد شهرستان وارد نشده است. فعال شدن این مرز می‌تواند زمینه اشتغال مستقیم و غیرمستقیم هزاران نفر را در حوزه‌های حمل‌ونقل، بازرگانی، خدمات، انبارداری، صادرات و مشاغل وابسته فراهم کند و رونقی تازه به اقتصاد شهرستان ببخشد.

از سوی دیگر، طی ماه‌های اخیر برخی کارگاه‌ها، واحدهای تولیدی و کارخانه‌های کوچک به دلیل مشکلات اقتصادی، افزایش هزینه‌های تولید، کمبود سرمایه در گردش، کاهش قدرت خرید مردم و رکود بازار، یا به‌طور کامل تعطیل شده‌اند یا بخشی از نیروهای خود را تعدیل کرده‌اند. حفظ واحدهای تولیدی موجود، به همان اندازه ایجاد کارخانه‌های جدید اهمیت دارد؛ زیرا هر کارگاهی که تعطیل می‌شود، چندین خانواده را با مشکلات معیشتی روبه‌رو می‌کند.

احیای واحدهای تولیدی نیمه‌فعال، حمایت از تولیدکنندگان، تأمین سرمایه در گردش، کاهش موانع اداری و حمایت از بخش خصوصی می‌تواند در مدت‌زمان کوتاه‌تری نسبت به اجرای پروژه‌های بزرگ صنعتی, بخشی از مشکل بیکاری را کاهش دهد.

در کنار این موارد، بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند تکمیل و توسعه شهرک صنعتی سقز، حمایت از سرمایه‌گذاران بومی، جلوگیری از تعطیلی واحدهای تولیدی، ارائه تسهیلات کم‌بهره به تولیدکنندگان و رفع موانع اداری نیز از اقداماتی است که می‌تواند مسیر ایجاد اشتغال پایدار را هموار کند. اشتغال زمانی پایدار خواهد بود که هم از ظرفیت‌های جدید استفاده شود و هم از سرمایه‌ها و واحدهای تولیدی موجود به‌خوبی حفاظت شود.

ظرفیتهایی که هنوز استفاده نشدهاند

سقز شهری فقیر از نظر ظرفیت نیست؛ بلکه فقیر از نظر بهره‌برداری از ظرفیت‌هاست. وجود معادن متعدد، زمین‌های کشاورزی حاصلخیز، دامداری، صنایع غذایی، گردشگری طبیعی و تاریخی, فرودگاه، موقعیت ارتباطی مناسب و نزدیکی به مرز، همگی می‌توانند موتور محرک اقتصاد منطقه باشند.

اما زمانی که این ظرفیت‌ها به فرصت شغلی تبدیل نشوند، عملاً سودی برای جوانان نخواهند داشت. معادن نباید فقط محل استخراج مواد خام باشند؛ بلکه باید صنایع فرآوری و کارخانه‌های وابسته نیز در کنار آن‌ها ایجاد شوند تا ارزش افزوده و اشتغال در خود منطقه باقی بماند.

کشاورزی نیز نباید تنها به تولید محصول محدود شود؛ ایجاد کارخانه‌های بسته‌بندی، فرآوری محصولات، صنایع تبدیلی و سردخانه‌های مدرن می‌تواند صدها فرصت شغلی ایجاد کند.

گردشگری نیز هنوز سهم ناچیزی در اقتصاد سقز دارد؛ در حالی که آثار تاریخی، طبیعت و فرهنگ غنی منطقه ظرفیت جذب گردشگران داخلی و خارجی را دارند.

مهاجرت؛ نتیجه طبیعی نبود فرصت

هر سال تعداد زیادی از جوانان سقزی برای یافتن کار، شهر خود را ترک می‌کنند. برخی راهی شهرهای بزرگ می‌شوند، برخی به استان‌های دیگر مهاجرت می‌کنند و برخی نیز مسیر مهاجرت به خارج از کشور را انتخاب می‌کنند.

این روند تنها به معنای خروج چند جوان نیست؛ بلکه خروج سرمایه انسانی، تخصص، ایده و نیروی کار از شهرستان است. شهری که جوانانش یکی پس از دیگری مهاجرت کنند، در آینده با کمبود نیروی متخصص، کاهش سرمایه اجتماعی و رکود اقتصادی بیشتری روبه‌رو خواهد شد.

پیامدهای بیکاری در زندگی روزمره شهر

شاید اگر سقز امروز با این حجم از جوانان بیکار روبه‌رو نبود و فرصت‌های شغلی بیشتری برای آنان فراهم می‌شد، بخش قابل توجهی از انرژی، توان و استعداد این نسل در مسیر تولید، کارآفرینی و پیشرفت به کار گرفته می‌شد.

بسیاری از جوانانی که امروز ساعت‌های طولانی روز و شب را بدون برنامه مشخص در خیابان‌ها و محله‌های شهر سپری می‌کنند، می‌توانستند در کارخانه‌ها، کارگاه‌ها، شرکت‌های خصوصی یا کسب‌وکارهای خود مشغول فعالیت باشند و آینده‌ای روشن‌تر برای خود و خانواده‌هایشان بسازند.

اما آرامش، این روزها در برخی خیابان‌ها و محله‌های سقز، زیر صدای گوش‌خراش موتورسیکلت‌هایی که با اگزوزهای دستکاری‌شده در خیابان‌ها جولان می‌دهند، بارها بر هم می‌خورد. هرچند این رفتار دلایل مختلفی دارد و نمی‌توان آن را تنها به بیکاری نسبت داد، اما نبود فرصت‌های شغلی، کمبود فضاهای مناسب برای فعالیت‌های فرهنگی، ورزشی و تفریحی و احساس بی‌هدفی در بخشی از جوانان، می‌تواند زمینه‌ساز بروز چنین رفتارهایی باشد. اشتغال تنها منبع درآمد نیست؛ اشتغال به زندگی نظم، مسئولیت‌پذیری، امید و احساس مفید بودن می‌بخشد و همین عوامل می‌توانند در کاهش بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی نقش مؤثری داشته باشند.

مسئولیت چه کسانی است؟

حل بحران بیکاری تنها وظیفه یک اداره یا یک نهاد نیست. نمایندگان مجلس، استانداری، فرمانداری، شهرداری، اداره صمت، اداره کار، بانک‌ها، بخش خصوصی و سرمایه‌گذاران، همگی در این زمینه نقش دارند.

مردم از مسئولان انتظار دارند به جای ارائه آمار و وعده‌های تکراری، نتایج ملموس ببینند؛ کارخانه‌ای که افتتاح شود، سرمایه‌گذاری که وارد منطقه شود، پروژه‌ای که به بهره‌برداری برسد و جوانی که صاحب شغل شود.

راهکارهایی برای خروج از بحران

برای کاهش بیکاری در سقز، باید مجموعه‌ای از اقدامات همزمان انجام شود:

  • بازگشایی هرچه سریع‌تر بازارچه مرزی سیف و فراهم کردن زیرساخت‌های لازم برای فعالیت پایدار آن.
  • احیای واحدهای تولیدی تعطیل یا نیمه‌تعطیل و حمایت از کارخانه‌ها و کارگاه‌هایی که به دلیل مشکلات اقتصادی نیروهای خود را تعدیل کرده‌اند.
  • جذب سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی از طریق ارائه مشوق‌های واقعی و کاهش بروکراسی اداری.
  • تکمیل شهرک‌های صنعتی و واگذاری سریع زمین به واحدهای تولیدی فعال.
  • راه‌اندازی صنایع فرآوری محصولات کشاورزی، صنایع لبنی، بسته‌بندی و صنایع تبدیلی.
  • ایجاد صنایع وابسته به معادن به‌جای خام‌فروشی مواد معدنی.
  • حمایت از کسب‌وکارهای کوچک، استارتاپ‌ها و کارآفرینان جوان از طریق وام‌های کم‌بهره و آموزش‌های تخصصی.
  • توسعه گردشگری با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های اقامتی، معرفی جاذبه‌های تاریخی و طبیعی و حمایت از بوم‌گردی.
  • ایجاد مراکز مهارت‌آموزی متناسب با نیاز واقعی بازار کار تا فاصله میان دانشگاه و اشتغال کاهش یابد.
  • فعال کردن ظرفیت فرودگاه و شبکه حمل‌ونقل برای رونق تجارت و جذب سرمایه.
  • شفاف‌سازی روند اجرای پروژه‌های اشتغال‌زا و ارائه گزارش‌های منظم به مردم.

اکنون زمان اقدام است

بیکاری تنها یک عدد در گزارش‌های آماری نیست؛ پشت هر آمار، جوانی ایستاده که آرزوهایش را به تعویق انداخته، خانواده‌ای قرار دارد که با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کند و شهری دیده می‌شود که بخشی از سرمایه انسانی خود را از دست می‌دهد.

اگر امروز برای اشتغال جوانان سقز تصمیم‌های جدی و عملی گرفته نشود، فردا هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن بسیار سنگین‌تر خواهد بود.

جوانان سقز بیش از هر چیز، به امید نیاز دارند؛ امیدی که تنها با شعار ساخته نمی‌شود، بلکه با ایجاد فرصت‌های واقعی برای کار، سرمایه‌گذاری، تولید و توسعه به وجود می‌آید. شاید اکنون زمان آن رسیده باشد که اشتغال، نه در سخنرانی‌ها، بلکه در عمل، به مهم‌ترین اولویت توسعه سقز تبدیل شود.

عادل معروف زاده/ روزنامه نگار

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا