مرگ دلخراش کودک سنندجی توسط سگ ولگرد یعنی مرگ یک جامعه

کودک معصوم سنندجی قربانی بحرانی شد که سال هاست اکثر اقشار و شهروندان و به ویژه اهالی رسانه درباره پیامدهای آن هشدار می دهند، آژیر هشدارها همچنان فعالاند، چرا که سنندج شهری است با اقتصاد و معیشت نامطلوب، نابسامانی‌ها و معضلات اجتماعی بیشمار، بیکاری، بی‌نظمی، ترافیک و به ویژه تسخیر آن توسط وانت های دستفروش و وجود صدها سگ ولگرد، آن را به بی صاحب ترین شهر ایران مبدل کرده است و مسئولی هم جوابگو نیست.

به گزارش پایگاه خبری “ده نگانا” کردستان، یک کودک سه‌ ساله در محله کلکه ‌جار سنندج، هنگام بازی در یکی از کوچه‌ های این محله مورد حمله یک قلاده سگ قرار گرفت و در جریان حمله از ناحیه گردن به ‌شدت مجروح شد و با توجه به شدت جراحات وارده، جان خود را از دست داد.

حضور به ‌موقع اهالی در محل حادثه و تلاش برای نجات کودک نیز نتوانست از وقوع این حادثه تلخ جلوگیری کند و با وجود انتقال سریع وی به بیمارستان بعثت سنندج و اقدامات درمانی و عمل جراحی عروق نیز موثر واقع نشد و متاسفانه در مقابل چشمان پدر و مادرش پر پر شد.

کودکی که خیلی زود فرصت زندگی کردن را از دست داد و مرگش نیز امید و آرزوهای پدر و مادرش را تاریک کرد. کودک معصوم سنندجی قربانی بحرانی شد که سال هاست  اکثر اقشار و شهروندان و به ویژه اهالی رسانه درباره پیامدهای آن هشدار می دهند و مدیریت شهری و ناظران شهری یا همان شورای شهر منفعل، هشدارها و درخواست های جامعه را برای ورود به این قضیه و پیشگیری از چنین فاجعه ای قابل ندانستند و ترجیح دادند آن را پشت گوش بیندازند و فقط پشت میزنشین باشند.

در شرایطی این حادثه برای این کودک اتفاق افتاد که تنها حدود دو هفته پیش، یک دختر ۱۲ ساله سنندجی نیز مورد حمله سگ‌های ولگرد قرار گرفته بود و به شدت از ناحیه پشت آسیب دیده بود و پدرش نیز شکایت کرده و اطلاع رسانی کرده بود و همه رسانه ها نسبت به خطرات ناشی از افزایش سگ‌های بلاصاحب در سطح شهر و تکرار چنین حادثه ای به صورت جدی هشدار داده بودند، و این موضوع نشان داد که مسولان و به ویژه مدیران شهری توجهی به رسانه ها به عنوان نماینده افکار عمومی هم ندارند و فقط خودشان و پست و مزایایشان را می بینند، اگر این طور نیست چرا بعد از حادثه گازگرفتگی دختر سنندجی در شهرک سعدی اقدام موثر و پیشگرانه نکردید؟ چرا؟

جان‌باختن کودک سه‌ساله سنندجی بر اثر حمله سگ‌های ولگرد، تنها پس از حدود دو هفته پس از مجروح شدن یک دختر ۱۲ ساله در حادثه‌ای مشابه در شهرک سعدی این شهر، بار دیگر بحران مدیریت شهری و منفعل بودن شورای شهر را نشان داد. موضوعی که با وجود هشدارهای مکرر رسانه‌ها، مطالبه‌گری افکار عمومی تاکنون توجهی به آن نشده و انگار در یک جامعه مرده قرار داریم و البته مدیران و متولیان زمینه ساز این مهم شده اند و جامعه را مرده پنداشته و پاسخگو نبوده اند.

زنگ خطر این موضوع بارها توسط رسانه ها، فعالان مدنی و اقشار مختلف جامعه به صدا درآمده بود،  افکار عمومی بارها مطالبه گر جمع آوری سگ‌های ولگرد در معابر و محلات سنندج بود، اما  اما آنچه شامگاه دیشب اتفاق افتاد نشان داد که بی‌توجهی مدیران شهری چنین مورد مهمی چه هزینه‌ جبران‌ناپذیری در پی داشت، مرگ یک کودک، مساوی شد بال مرگ امیدها و آرزوهای پدر و مادرش، مرگ مظلومانه این کودک مساوی شد با مرگ مطالبه شهروندان، مرگش برابر است با مرگ مدیریت شهری، به این معنا که مسولان و متولیان و کارکنان مرتبط باید میلیون ها تومان حقوق بگیرند که در این حوزه دست آورد داشته باشند و آرامش شهروندان را فراهم کنند و خدمات ارائه بدهند اما در شهری که جولان سگ های ولگرد سالهاست کسی پاسخگو نبوده نشان از مرگ این مدیریت دارد و به عبارتی دیگر برابر است با مرگ یک جامعه که نه مسولی جوابگوی مطالبه آنان است و نه خود توانسته اقدامی درخور و نتیجه بخش انجام دهد و تعدادی اندک با شعار حمایت از حقوق حیوانات زمینه ساز مرگ مطالبه و خواست شهروندان شدند و فرصت های لازم را برای ساماندهی از کنشگرن و مطالبه گران گرفتند و بهانه برای متولیان تنبل و منفعل هم فراهم کردند تا همچنان اقدامی نکنند و نتیجه فعلی تاسف بار رقم خورد.

این حادثه تلخ نه ‌تنها یک خانواده را داغدار کرد، شهری را هم در ماتم برد و بار دیگر ضعف و سوءمدیریت شهری سنندج را در برابر یک مطالبه جدی قرار داد؛ چرا با وجود هشدارهای متعدد طی سالیان گذشته، برای ورود و پیشگیری از این حادثه و حوادثی مشابه که در گذشته زخمی شدن زنان و کودکان را شاهد بودید اقدام موثری نکردید؟. این بحران چه زمانی توسط دستگاه‌های مسئول مهار خواهد شد؟

در سال‌های اخیر به بهانه حمایت از حقوق حیوانات و با تاکید بر حمایت از حقوق سگ‌ها در جامعه شاهد صحنه‌های دلخراشی از حملات سگان اعم از ولگرد و یا سگان دارای صاحب به شهروندان و بویژه به زنان و کودکان هستیم و این موضوع نیز از مشکلاتی است که باید به صورت جدی و موثر به آن ورود کرد و الیته در این شرایط باید از چنین کسانی پرسید مدافع حقوق سگ های ولگرد بودید اما چه کاری برای ساماندهی آنان انجام دادید؟، از مجاری قانونی و مدیریت شهری برای پیشگیری از چنین وقایعی چه کار مفیدی رو دنبال کردید؟ رسانه های که در قبال حمایت از حقوق حیوانات، برای حمایت چنین موردی رپرتاژ گرفتند چرا اکنون جوابگو نیستند؟ چه کسی جوابگوی پدر و مادر این کودک معصوم باید باشد و چرا حقوق حیوانات را بر حقوق بشر ترجیح داده اید؟ کسی منکر این نیست که نباید حیوانات را آزرد و آزار و اذیت حیوانات خانگی و وحشی در هر جا و به هر شکلی مکروه و کار ناشایستی به شمار می رود اما به شرطی که در این مسیر اولویت بر حفظ جان انسان و افراد جامعه بدور از هرگونه گزندی از جانب حیوانات باشد در حالی که در طول سالیان گذشته در موضوع سگ های ولگرد متاسفانه برعکس رفتار شده است.

تشکیل پرونده قضایی برای مرگ کودک ۳ ساله سنندجی/ بازداشت ۲ مدیر شهرداری

رئیس کل دادگستری استان کردستان از ورود فوری دستگاه قضایی به پرونده حمله سگ‌های ولگرد به کودک ۳ ساله در محله کلکه‌جار سنندج خبر داد و گفت: «۲ تن از مدیران شهرداری سنندج با صدور قرار تأمین کیفری روانه زندان شدند.

روابط عمومی دادگستری استان کردستان اعلام کرد، حجت الاسلام حسینی روز سه شنبه اظهار کرد: در پی حمله سگ‌های ولگرد در محله کلکه جار سنندج به کودک ۳ ساله سنندجی که منجر به فوت وی شد، دستگاه قضایی استان بلافاصله به این موضوع ورود کرد و ضمن تشکیل پرونده قضایی، ۲ تن از مدیران شهرداری سنندج با صدور قرار تامین کیفری روانه زندان شدند و در این خصوص، علیه عوامل و مسببین این حادثه تلخ یعنی معاونت سیما و منظر و مدیریت پسماند شهرداری سنندج اعلام جرم شد و با انجام تحقیقات تکمیلی، سایر عوامل مرتکب دخیل در این حادثه که مرتکب قصور و ترک فعل شده‌اند، شناسایی و با قاطعیت با همه عوامل، برخورد قانونی و قضایی خواهد شد و نتایج آن به اطلاع مردم خواهد رسید.»

لازم به ذکر است بند ۱۵ ماده ۵۵ قانون شهرداری ها، در زمره وظایف قانونی شهرداری ها، بر مدیریت و جمع آوری حیوانات بلاصاحب در سطح شهر تاکید دارد. قانون در این باره به اندازه کافی واضح و روشن است و نیاز به تفسیر و توضیح ندارد و تنها مورد و کلیدواژه آن سریع، صریح و قاطعانه عمل کردن و برخورد کردن است و افکار عمومی هم از دستگاه قضایی انتظار دارد حاشیه امن برای هیچ مسول و مقصری ایجاد نشود و عدالت واقعی و بدون اغماض و باورپذیر و شفاف صورت بگیرد و باید همه مسببین از پایین ترین کارمند تا بالاترین مدیر مورد مواخذه و بازجویی و عاملان و قاصران طبق قانون مجازات شوند تا همچنان شاهد مرگ تدریجی جامعه نباشیم.  مردم حق دارند بدانند چرا در طی چند سال گذشته به هشدارهای لازم در این راستا توجهی صورت نگرفته، چرا متولیان و شورای شهر وظیفه و نظارت خود را انجام نداده و چه کسانی در حفظ امنیت شهروندان و به ویژه زنان و کودکان کوتاهی کرده اند و چه زمانی قرار است این حوزه به صورت جدی و لازم مدیریت و ساماندهی گردد و مردم منتظر پاسخ سوالات به حق و قانونی خود و اعمال قانون هستند.

مردم منتظر پاسخ مسولان هستند، منتظر اعمال سریع و قاطع قضایی هستند چرا که در این شرایط آنچه بیش از هر موضوع دیگری روح مردم و ذهن افکار عمومی را آزرده کرده است، جدای از حادثه پیش آمده، سکوت و بی تفاوتی شهردار سنندج، متولیان و اعضای شورای اسلامی شهر است، سالهاست بین مردم و مدیران شهری و شورای شهر فاصله افتاده و مسبب چنین وضعی نیز آنان هستند و البته  بی تفاوتی و منفعل بودنشان در این حادثه فاصله میان آنان و مردم را به طور بسیار بالایی زیاد می کند و شکاف بین مردم و دولت هم بزرگتر از قبل می شود.

همیشه واقعیت ها و معضلات را از مردم پنهان کردند و امروز که صدای اهمال،  بی توجهی، قصور و کوتاهی ها و بی تفاوت بودن و دروغ گوی هایشان درآمده، دیگر اقدامی از دستشان بر نمی آید و نمی شود همه چیز را از مردم پنهان کرد؟ اگر کمی اراده و وجدان برایتان مانده، کمترین کار در این شرایط عذرخواهی است شاید هم مردم و در درگاه باریتعالی کمی از بار گناهاتان کاسته شود و مورد بخشش قرار گیرید.

سنندج بی‌ صاحب‌ترین شهر ایران

اکثر رسانه ها در چند سال گذشته نسبت به مشکلات و معضلات اجتماعی در سطح منطقه و شهر هشدار داده بودند، به ویژه در دو مورد شاهد ده ها گزارش و یادداشت و خبر و هشدار در ارتباط با شلوغی و بی نظمی دستفروشان و وانت های دستفروش و همچنین وجود بی شمار سگ های ولگرد در اکثر محلات و شهرک های شهر و به ویژه در میادین اصلی شهر و پیامدهای ناشی از آن را بارها گوشزد کرده بودند اما متاسفانه وقتی برای مردم و جامعه اهمیتی وجود ندارد و آن را مرده به حساب آورده بودند اقدامی نشد و شاهد اوضاع پیش آمده هستیم.

نگارنده در چند مورد و به ویژه در یادداشتی تحت عنوان “سنندج از بی‌صاحب‌ترین شهرهای ایران” که در چند رسانه رسمی منتشر شده و با سرچی ساده در گوگل می توان آن را مشاهده کرد مانند دیگر فعالان این حوزه این دو مورد را یادآوری و از مطالبات مردم بود که از تریبون رسانه به عنوان نماینده افکار عمومی انتظار داشتند بازگو شود، به چنین موضوعی پرداخته است اما به جای توجه، مطالبه و پیام و هشدار نگارش شده را نادیده گرفته و مانند خیلی از موارد به پشت گوش انداختند.

آری سنندج که زمانی و سده‌های دور و در طول تاریخ کُردها همواره یکی از مراکز مهم و برجسته فرهنگ، هنر و معماری و تمدن بوده است؛ این شهر مرکزی موثر و مفید برای ترقی علم و دانش و پرورش اندیشمندان، علما، مفاخر، هنرمندان و دانشمندان بوده است و با داشتن غنای ارزشمند هنر، فرهنگ و علم در همه حوزه‌ها مکان پرورش بزرگان زیادی بوده است و تلاش گذشتگان و میراث آن روزگاران سبب شده که سنندج همچنان لقب دارالعلم، دارالاحسان و شهر هنر و موسیقی را به یدک بکشد. اما در حال حاضر این شهر با جسمی نحیف و ضعیف به لحاظ قرار گرفتن در آمار پرتورم‌ترین شهرها و با روبرو شدن هزاران جوان بیکار و کاهش درآمد مردم و افزایش گرانی‌های لجام‌گسیخته و نداشتن مدیریتی دلسوز مواجهه شده است.

بی‌توجهی به مدیریت آن در همه عرصه‌ها قابل مشاهده است، نابسامانی‌ها و معضلات آن، این شهر را به یکی از بی‌نظم‌ترین و شلوغ‌ترین و بی‌صاحب‌ترین شهرهای ایران از نظر ساخت و ساز و معماری‌های جدید، نداشتن قوانین ترافیکی، بی‌انظباتی اجتماعی، گداپروری، زباله‌گردی، سگ‌های بلاصاحب و ولگرد، ناهنجاری‌های اجتماعی و فرهنگی و تولید مشاغل جدید دست‌فروشی به ویژه وانت‌بارهای دست‌فروش تبدیل کرده است و چهره‌ای ناخوشانید و نازیبایی را از این شهر ترسیم کرده است.

در شهری که می‌بایست دارای چندین فرهنگسرا می‌بود و روزانه چندین کنسرت و اجرای تئاتر و شب شعر و شب قصه در آن برگزار می‌شد و یا شاهد برنامه‌های متنوع فرهنگی و هنری برای ترویج و آموزش موضوعات اجتماعی و مدنی می بود، جای تاسف است که جمود و رخوت بر آن سایه افکنده است. این‌ها و ده‌ها درد و معضل این دیار را باید به کی گفت؟ صدا و سیمای کردستان هم به هیچ وجه و در هیچ‌یک از زمینه‌های یادشده صدا و سیمای این دیار نیست؛ سوال این است که کدام شهر ایران همانند سنندج دارای این همه درد بی‌درمان است؟

ما می‌گوییم و می‌نویسیم اما نگرانی آنجاست که مانند گذشته در عمل اتفاق خاصی نمی‌افتد! آیا مسئولان واقعیت‌های موجود را نمی‌بینند؟  آیا بازتاب چنین دردها و هشدارها برای آنان عادی نشده است؟ آنها چه پاسخگو باشند یا نباشند ما نسبت به ادی وظیفه‌امان نمی‌توانیم سکوت کنیم. ما می‌نویسیم بگذار آنها سکوت کنند! آقایان مسئول؛ باید در دادگاه عدل الهی و در پیشگاه مردم جوابگو باشید و اگر امروز اقدامی نشود فرداها دیرخواهد شد.

یحیی صمدی/ روزنامه‌نگار و فعال فرهنگی-اجتماعی

 

 

 

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا