
سالهاست شعار “کردان فرزندان و نوادگان صلاحالدین ایوبی هستند” در هر کوی و برزن و محفل و مجلس عربی و ترکی و اخیراً کُردی شنیده میشود. از علمای دینی چون محمدعلی صلابی تا اردوغان و جولانی بارها کُردان را با همین شعار مخاطب قرار دادهاند. هدف این یادداشت، پاسخ به این پرسش است که راز و رمز معرفی کُردان سنی به مثابه فرزندان صلاحالدین چیست و چرا نباید در دام این شعار افتاد؟
نخست؛ در نگاه مورخان معاصر، تاریخ دیگر دانش شناخت گذشته نیست، بلکه گذشته، تاریخ اکنون؛ و زندهکردن و برجستهکردن هر بخش آن نیز بازتاب نیازها و اهداف کنشگران جهان امروز است. صلاحالدین ایوبی برای پژوهشگر حرفهای تاریخ در دانشگاه و پژوهشگاه شخصیتی تاریخی همانند میلیونها فرد دیگربا محاسن و معایب و نقاط قوت و ضعف خود است و تاریخ زندگی، زمانه و اقدامات او باید توسط پژوهشگران متخصص با روش تاریخی، علمی و نقادانه بررسی شود و نتیجه پژوهش آنان در معرض داوری دیگر پژوهشگران قرار گیرد. با وجود این، مشکل بزرگ علم تاریخ برخلاف علوم دیگر همانند فیزیک، شیمی و حتی فلسفه و جامعهشناسی این است که در حوزه دانشگاه و متخصصان محصور نمانده و به جامعه آمده است و هرکس به خود اجازه گفتن و نوشتن و قضاوت درباره آن میدهد. مشکل بزرگتر تاریخ در جامعه ما تبدیل آن به ابزاری ایدئولوژیک برای تثبیت یک قرائت خاص از هویت دینی و ملی و تعمیم آن است. اینجاست که تاریخ و شخصیتهای تاریخی به یک دام و قفس تبدیل میشوند که ممکن است مردمانی را برده و اسیر و دیگرانی را ارباب و امیر کنند.
دوم؛ شعار کردان به مثابه فرزندان و نوادگان صلاح الدین، امروز دقیقاً همان قفسی است که عرب و ترک سنی برای هممذهبان کرد خود ساخته و آنان را در دام آن گرفتار کردهاند. برای یک عرب یا ترک سنی، تبار کردی صلاحالدین هیچ اعتباری ندارد و او یک رهبر و فرمانده مسلمان است که اولاً مصر، فلسطین، حجاز و بخش عربی و سلجوقی(ترکی) جهان اسلام را از زیر سلطه خلافت شیعی فاطمیان درآورد و به آغوش اسلام سنی برگرداند. ثانیاً او فاتح قدس و یک رهبر جهادی مسلمان است که با بسیج کردان مسلمان، غرب جهان اسلام را از چنگ صلیبیان نجات داد و اجازه نداد این مناطق همانند اندلس (اسپانیا) که قبلاً مسلمان و تحت حکم عربی بود به دامن امپراتوری روم و مسیحیت برگردد.
سوم؛ برجستهسازی شعار اکراد به مثابه فرزندان صلاحالدین در شرایط کنونی حاوی چه پیامی است؟ برای پاسخ به این پرسش کافی است به وضعیت کنونی سوریه و ترکیه و سخنان اردوغان در سالروز جنگ ملازگرد و خطاب احمد شرع به کردان با شعار “یا احفاد صلاحالدین” دقت شود. آرزوها و ترسهای این دو که خود را در قامت خلفای اموی و عثمانی معاصر میبینند و در جستجوی یک خلیفه عباسی از جنس ابوبکر بغدادی برای عراق هم هستند، مشخص است؛ و نیز نیازشان به کُردان، همچون مرزداران جهان اسلام و سربازان جهاد احتمالی فردا هم بر کسی پوشیده نیست.
چهارم؛ آیا جامعه کُرد به سبب نگاه مسلمانان سنی و ترک و عرب باید صلاحالدین را از تاریخ خود حذف کند؟ پاسخ من، یک نه بزرگ است، زیرا این کارِ به ظاهر ملی به نفع گفتمان عربی و ترکی سنی تمام میشود. کردان قلمرو خلفای کنونی اموی و عباسی و عثمانی در سوریه و ترکیه و عراق بهتر است در برابر گفتمان برساخته آنان از صلاحالدین یک پادگفتمان خلق کنند که در چارچوب منافع و مصالح خودشان باشد. اینکه بنیانهای قرائت کُردی از صلاحالدین چیست، بارها گفته شده است و اینجا تنها به اختصار میگویم که کرد سنی باید با صدای بلند به اردوغان و جولانی و دیگر سران عرب بگوید که اگر صلاحالدین، کُرد بود و ما برادران مسلمان شما هستیم چرا امروز باید برده و نوکر شما باشیم؟ چرا شما که اگر صلاحالدین نبود، دولت که هیچ؛حتی دین و زبانتان هم عین اسپانیای کنونی شده بود، باید خدایگان باشید و فرزندان او را بردگان خویش نمایید؟
صلاحالدینی که شما کُرد مینامید حاکم قلمروی بود که اکنون به لطف استعمارگران ۳۰ دولت عرب و ترک در آن تٲسیس شدهاند و در سه تای آنها که روزگاری مرکز سه خلافت سنی بودند، صد سال است، کُرد کشته و انفال و آواره میشود. مسلمان کُرد سنی در این سه کشور باید بگوید تا زمانی که دارای حقوق سیاسی و انسانی برابر با ترک و عرب نباشد، فرزند صلاحالدین و برادر مسلمان آنان نیست. آنان باید بدانند که اگر امروز برخی رهبران کرد آماده ایفای نقش ادریس بدلیسی و سرباز جنگی برایشان هستند، مردم مسلمان کرد هوشیارند و آنان را با ادریسهایشان تنها خواهند گذاشت؛ اگر امروز صلاح الدین زنده بود، میگفت یک قرن حکومت ترک و عرب سنی بر ما بس است و مانند زمان خودش دیگر به چیزی جز حکومت بر آنان قانع نبود. عقابی را هم که بهسان نماد کُردان به شام برده بود از بالای سر احمد شرع برمیداشت یا خود زیر آن مینشست.
اسماعیل شمس




