
اخیرا رئیس سازمان جهاد کشاورزی کردستان در گفتگو با خبرنگاران آماری ارائه داد که سندی محکمتر از آن برای اثبات غلبه نادانی بر نظام برنامهریزی استان و یا نگاه ایدئولوژیکی بر مدیریت کشور پیدا نمیشود. سعدی نقشبندی اعلام کرد کردستان رتبه ۱۲ تولید شیر، ۱۱ گوشت قرمز و ۸ مرغ ایران را دارد، این عددها در در ظاهر ماهیت عددی و بیان کننده عملکرد هستند اما مقایسه آنها با منابع استان نشان از فاجعهای مدیریتی دارد که باید همه متولیان سالهای گذشته را بابت آن مجازات کرد.
کردستان با داشتن یک میلیون و ۴۰۰ هزار هکتار مرتع مستعدترین نقطه ایران برای دامداری و دامپروی است اما مهمترین شهرت استان برمیگردد به وجود ۲۰۰۰ هزار گونه گیاهی که آن را تبدیل به یکی از غنیترین ذخیرهگاههای ژنتیک گیاهی دنیا کرده است زیرا بسیاری از گونههای نابود شده جهان را در سارال کردستان میتوان یافت و بار دیگر احیاء کرد.
چه خبری تلختر از اینکه ۱۰۶ هزار تن علوفه تولیدی استان به علت بیکفایتی نظام مدیریت و بیتفاوتی نهادهای غیر دولتی از استان خارج شده و در دامداری سایر استانها مصرف میشود اما جوانان استان برای یافتن کار یا راه پر خطر دریای مدیترانه و سیاه را برای مهاجرت به اروپا در پیش میگیرند، یا در میادین تره باتر تهران و سایر استانها مشغول مشاغل سخت و کم درآمد هستند و یا در خود کردستان مانده و با فقر کنار میآیند.
چه خجالتی بالاتر از این، استانی که تا ۵۰ سال قبل قطب تولید گوشت قرمز، شیر و مرغ ایران بوده امروزه خود وارد کننده این مواد از سایر استانهاست. پس حق دهید مطمئن باشیم که ریشه این داستان در سودجویی باندهای غارتگر و یا توطئه خارجی قرار دارد، چون این وضعیت به هیچ عنوان در قالب ضعف عقلائی نظام برنامهریزی و مدیریت نمیگنجد زیرا در عصر انفجارعقلانیت و اوج جولان رسانه هستیم.
وقتی که حضرات متولی امور سخن از امنیت غذائی، پایداری شاخصهای توسعهیافتگی، حمایت از تولید و استقبال از سرمایهگذاری میزنند دل هر انسانی را به وجد میآورد اما زمانی که عملکردها را ارزیابی میکنی متوجه فاجعهای میشوی که امید به آینده را تبدیل به یاس میکند.
امنیت غذائی، رفاه و اشتغال با اتکاء به واردات و سخنرانی محقق نمیشود، تنها راه رسیدن به این اهداف، برنامهریزی برای بهره برداری از منابع داخلی و کاهش وابستگی به خارج است. همه صاحبن ظران توسعه این را قبول دارند که توسعه در ابتدا باید متکی بر منابع داخلی باشد و اجازه نداد که هیچ کدام از پتانسیل ها بلا استفاده بماند، بنابراین کردستان با آن همه منابع کشاورزی نباید در مسیر توسعه صنایع سنگین و فلزی قرار گیرد بلکه باید تبدیل به قطب تولید مواد غذائی کشور و برند معتبر جهان شود.
گویا متولیان امور نمی دانند و یا خود را به نادانی زدهاند که اقتصاد متکی به منابع داخلی، پایدار تر و پیشرفته تر از اقتصاد متکی به مواد اولیه وارداتی است. در بسیاری از کشورها دولت برای پیشبرد توسعه اقتصادی و تامین امنیت غذائی با کمبود آب، خاک و نیروی انسانی روبروست اما در کردستان آبهای فراوان بدون استفاده از استان خارج میشود، خاک مرغوب دچار فرسایش مداوم است و نیروی انسانی در تدارک فرار از استان است.
این وضعیت محصول یک دوره تاریخی، مدل مدیریتی و مدیری خاص نیست بلکه برآیند دورهای طولانی است و حل آن تنها از عهده یک سازمان برنمیآید چون روند وابسته به همکاری چند سازمان دولتی و نظام بانکی است که پای کار آوردنشان نیاز به همت مدیریت ارشد استان، نمایندگان مجلس، تشکلهای غیر دولتی و رسانهها دارد.
دیگر وقت یافتن مجرم و محکوم کردن خائن نیست زیرا زمان بسیار را از دادهایم که در موارد تاوانها برگشتپذیر نیست، باید از همین الآن کار را شروع کرد، اگر مردش هستید بیایید جلو، اگر نیستید، سرنوشت مردم را رها کنید و فرافکنی نکنید.
صدیق مینایی-روزنامه نگار




