فرهنگییادداشت

پیوند آسمان و زمین در «هەڵپەڕکێ»

جغرافیای رقص گروهی، جغرافیایی شگفت‌انگیز است؛ شگفت‌انگیزتر از بسیاری پدیده‌های زمینی، به‌ویژه وقتی فلسفه‌اش را بدانیم. پایکوبی یا همان رقص، یکی از هنرهای هفت‌گانه است که نماد پیوند انسان با زمین و چرخه‌ی زندگی است؛ همان که در واژه‌ی آلمانی )جهان) بازتاب یافته.

رقص گونه‌های بسیاری دارد: صحنه‌ای، آیینی، عرفانی، محلی (فولکلور)، سنتی و ملی، بالروم و اجتماعی. از دهه‌ی ۱۹۲۰ در بسیاری از دانشگاه‌های معتبر جهان به‌عنوان رشته‌ی دانشگاهی پذیرفته شده و در مقاطع کارشناسی تا پسادکتری دارای نظریه‌ها، مکاتب و روش‌های پژوهش خاص خود است. امروز هیپ‌هاپ، بریک‌دنس و جاز شهرت جهانی دارند. در میان رقص‌های گروهی نیز رقص‌های ایرانی، آذری، باله، عربی، گرجی، هولا، لزگی، هندی، شمشیر و کردی شناخته‌شده‌اند.

ولی از نگاه یک بیننده‌ی صرف، «هەڵپەڕکێ» بر پایه‌ی دوازده ویژگی، پرمعناترین و شورانگیزترین رقص در جغرافیای پایکوبی جهان است. این ویژگی‌ها آن را ممتاز و متفاوت کرده‌اند:

۱-حلقه‌ای بی‌کانون

«هەڵپەڕکێ» حلقه و چرخه‌ای باز از رقصندگان است که هیچ نقطه‌ی محوری و مرکزی ندارد. همه در این حلقه یکی‌اند. هرچند مسئولیت هدایت با «سرچوپی‌کش» (کارکشته‌ترین رقصنده در سمت راست حلقه‌ی باز) و کمک «گاوانی» در منتهی‌الیه سمت چپ است، ولی این پایکوبی به معنای راستین گروهی، بی‌محور و آزاد است.

۲-یکپارچه و متحد

«هەڵپەڕکێ» اغلب حلقه‌ای است از پیوستن دست‌ها، گره خوردن پنجه‌ها، هماهنگی شانه‌های چسبیده و هارمونی شگفت‌آور پاها. حتی اگر ده یا بیست نفر برقصند، از بیرون که بنگری، در اوج نشاط و هیجان، «یک تن» می‌بینی. با رهبری سرچوپی و همراهی کرنا و دهل، همه «یکی» و یکپارچه‌اند.

۳-برابری جنسیتی

زنان و مردان می‌توانند حلقه‌های جداگانه بسازند یا چند حلقه هم‌زمان داشته باشند. ولی در اوج هیجان، حلقه‌ها به گونه‌ای شگفت انگیز درهم گره می‌خورند، بی‌آن‌که هارمونی مختل شود. زنان و مردان با گرفتن دست‌های یکدیگر چرخه‌ای یکپارچه می‌سازند. همه برابر و یکی می‌شوند و دستکم برای لحظه‌ای، مفهوم نابرابری جنسیتی رخت برمی‌بندد. این حلقه، حلقه‌ی زندگی است؛ همان‌گونه که واژه‌ی «ژن» (زن) در زبان‌شناسی با مفهوم زندگی پیوند دارد. جالب آن‌که این درآمیختن رقصندگان را «گندم و جو» می‌خوانند؛ دو نماد محوری زندگی زاگرسی که در کنار هم قرار گرفته‌اند.

۴-آزادی آسمانی

دستمال‌ها پیاپی در هوا می‌چرخند و رقصندگان همراه سرچوپی بالا و پایین می‌شوند. گویی چیزی در آسمان گم شده که حلقه ناخودآگاه و بی‌محابا در پی آن است. هزاران سال است، از پیش از دیاکو و ایختیویگو تا امروز، در حصارهای تو‌در‌تو، در صلح و نبرد، در پی گمشده‌ای هستند: آزادی. و این را می‌توان با تمام جزئیات در هلپرکی دید.

۵-زمینی هستم

دست‌ها رو به زمین و در امتداد پهلوهاست و پنجه‌ها حلقه‌ای پیوسته و باز ساخته‌اند. رقصندگان سه گام به چپ می‌روند و سپس پای راست را جلوی پای چپ به زمین می‌کوبند و نیم‌دایره‌ای می‌چرخند. سر به آسمان و پا در زمین دارند. می‌دانند که طالب پروازند، ولی زمینی و زمین‌گیرند. آموخته‌اند که برای پرواز کردن، نخست باید بتوانند بایستند؛ راه بروند، بدوند و برقصند. آنان می‌دانند که در نهایت زمینی‌اند.

۶-جنگ و صلح

رنگ دستمال سرچوپی و گاوانی معنادار است. دستمال سفید نماد صلح و دوستی است؛ دستمال قرمز نشان آمادگی برای پیکار. گاه هر دو با هم به کار می‌روند و از درهم ‌آمیختگی بزم و رزم حکایت می‌کنند.

۷-پوشیدگی

«هەڵپەڕکێ» با وجود ریتم تند، هیجان و گاه مختلط بودنش، پوشیده‌ترین رقص گروهی در جغرافیای رقص‌های اجتماعی جهان است. زنان و مردان سر و تن را با کلاه، شال و قبا پوشانده‌اند و بیشتر رقصندگان فامیل و محرمند.

۸-بی‌طبقگی

در حلقه‌های «هەڵپەڕکێ» همه می‌توانند شریک باشند: فقیر و دارا، پیر و جوان، زن و مرد. این رقص طبقاتی نیست. حتی برای کسانی که لباس مناسب ندارند، تدارک دیده می‌شود. در کمتر فرهنگی چنین رقص گروهیِ غیرطبقاتی دیده شده است.

۹-تمرین آفند و پدافند

گروه با هدایت سرچوپی پیاپی سه گام به جلو و چپ می‌رود، بی‌آن‌که چرخه و جایگاه‌ها در هم بشکند. این حرکت، تمرینی است برای آفند و پدافند؛ در بزم، در رزم و حتی در ماتم.

۱۰-شادی و ماتم

«هەڵپەڕکێ» و پایکوبی‌های کردی تنها ویژه‌ی شادی و عروسی نیست. در عزا، ماتم و حتی سماع نیز به کار گرفته می‌شود. این خود نشان‌دهنده‌ی همبستگی دسته‌جمعی در هر شرایطی است

۱۱-گستره‌ی کلان جغرافیایی

«هەڵپەڕکێ» در گونه‌های متنوع ولی با ماهیتی یکسان، از عفرین تا بویراحمد و از خراسان تا ایلام رواج داشته و بیش از ۷۰ میلیون نفر را دربرمی‌گیرد. امروز بیشتر کردها پاسدار آن‌اند:

کُردهای شمالی (کرمانجی): سنجاری، جدیکانی، ارفی، بوتانی، بایزیدی، هکاری، سورچی، کرمانجی خراسانی، شکاکی، وانی، شمدینانی، جزیری و بادینانی

کُردهای میانی: مکریایی، بشدری، خوشناوی، اربیلی، اردلانی، سلیمانیه‌ای، ورماوه‌ای، گرمیانی، کرکوکی، بنگردی، رواندزی و جافی

کردهای جنوبی (پهلوانی): کرمانشاهی، کلهری، ایلامی (فیلی)، دالاهویی، سنجانی، زنگنه‌ای، کلایی، گروسی، عبدویی، دوانی، ملک‌شاهی، کرونی، لکی و کُردی بغدادی

همه‌ی این اقوام، به اضافه‌ی دوسوی سیمره، بویراحمد و کهگیلویه، در این رقص دسته‌جمعی شراکت فرهنگی دارند. رقص دو‌دستماله‌ی کرمانشاه و ایلام نیز شکلی دیگر از همین هه لپه رکی است.

۱۲-دیرپاودیرمان

تا آنجا که تاریخ رقص شناخته، هه لپه رکی همان «هەڵپەڕکێ» بوده است. شاید از دوران پارینه‌سنگی، یا دست‌کم از هزاره‌ی نخست پیش از میلاد، این‌گونه پایکوبی در باختر ایران رایج بوده. امروز نیز با وجود تغییرات، نه‌تنها به حیات خود ادامه می‌دهد، بلکه دستکم در گستره‌ی ایران در مراسم شادی و عروسی رو به گسترش است.

«هەڵپەڕکێ» تنها رقص نیست؛ پیوندی است میان آسمان و زمین، میان آزادی و ایستادن بر خاک، میان شادی و ماتم، میان فرد و جمع. حلقه‌ای باز که هنوز هم می‌چرخد.

یدالله کریمی پور

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا